دوستان مهربونم
سلام به همگی 
اول همه از تمام دوستان گلم که تو این مدت جویای احوال رامیلای من بودن، مخصوصاً نوشین جان، فرخ زاد جان، مامان رومینا جان، الهام مامان رامیلا جان، فهیمه جان، بابای مهرسا جان، مامان مهراد جان، خاله فیروزه جان، نازنین جان، مامان رهام جان، خاله سارا جان، مامان نیایش جان، مامان پریسا جان، نگین مامان رادین جان، مامان صدف جان کمال تشکر را دارم .
از وضعیت رامیلا بخوام براتون بگم الحمدا... از دعای شما دوستان در این ماه عزیز، بزرگی و مهربانی خدای بزرگ حالش خیلی بهتر شده و سوختگیش هم با مراقبتهای زیادی که من و باباش داشتیم الحمدا... بهتر شده یک قسمتی از پوستش که سوختگیش بیشتر بود و کمی هم عفونت کرد ولی خدارو شکر پمادها و شربت سفالکسینی که دکتر داد باعث شد که عفونتش زود خوب بشه و در حال حاضر هم دو سه روز است که پوست جدید درآورده و ما رو از ناراحتی کمی در آورده فقط در حال حاضر نگران این هستیم که جای سوختگیش نمونه، خدا رو شکر تا الان خیلی خوب داره پیش می ره این پماد هایی که دکتر داده خیلی خوب و مفید بودن، راستش این مدت از فشار عصبی، استرسی که به من و باباش وارد شده، حالم کمی بد است و من نتونستم به وبلاگ سر بزنم و خبر بهبودی رامیلا رو بدم .




دوستان مهربونم 
